تبليغاتX
انجيرهاي سرخ مزار
 
 
اولین روزهای  سال بود. من در کابل بودم. روزی تلفن زنگ زد و از آن طرف پورمحسن خودش را معرفی کرد. روز سر کار بودم و نتوانستم گپ بزنیم. شب باز زنگ زد و گپ زدیم. در طول صحبت تلفن دایم قطع می شد و مجتی باز زنگ می زد. بعد دیگر خبری نشد. تا باز به ایران آمدم و باز مجتبی زنگ زد و گفتی بخشی از گفت و گو ثبت نشده است و باز تلفنی حرف زدیم و... و حالی این گفت و گو در ۲۵ مرداد که بنابر قولی ضعیف روز تولد من است! در روزنامه فرهیخته گان منتشر شده است. با سپاس از مجتبی پورمحسن عزیز.
محمدحسین محمدی
 
 
 
يک‌شنبه - ۲۵ مرداد ۱۳۸۸


 

افغانستان از ياد رفته است

در آخرين روزهاي سال ۸۷ و در حالي‌که اکثر جوايز ادبي به دلايل مختلف، از اعلام برندگان جوايز ادبيات داستاني خودداري کردند، کتاب «از ياد رفتن» نوشته‌ي محمدحسين محمدي، به عنوان برنده ي جايزه انجمن نويسندگان و منتقدين مطبوعات شد. محمدي، نويسنده‌اي است افغاني که اگرچه در افغانستان به دنيا آمده، اما سال‌هاي زيادي را در ايران زندگي کرده است. «انجيرهاي سرخ مزار» و «پروانه‌ها و چادرهاي سفيد» از ديگر آثار اين نويسنده هستند. او به خاطر مجموعه داستان «انجيرهاي سرخ مزار» برنده‌ي جايزه صلح افغانستان نيز شد. با او درباره‌ي رمان «از يا رفتن» و ادبيات افغانستان گفت و گو کردم که در روزنامه فرهيختگان منتشر شده است.

مجتبی پورمحسن

محمدحسين محمدي/ عکس از حسين ساکي

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم مرداد 1388ساعت 13:2 توسط |

 

این یادداشت را به نقل از سایت فارسی بی بی سی در این جا می گذارم:

نگاهی به "از یاد رفتن" رمان حسین محمدی

سید رضا محمدی) شاعر و نویسنده افغان در لندن(

 

"ازیاد رفتن" آخرین رمان حسین محمدی است که برنده جایزه منتقدین ایران شد

محمد حسین محمدی با داستان مردگان در ایران شهرت یافت. داستانی شگفت و چند وجهی که کتاب انجیر های سرخ مزار را برنده ی جوایز بسیاری در ایران و افغانستان کرد.

نثر دری_فارسی محمد حسین، که از خصوصیات نویسنده های افغان ساکن ایران است به د استان های او زبانی منحصر به فرد داده است. اگر چه او خود سعی وافر در دری کردن کامل زبانش دارد. و با این قصد واژگان دری را در ساختار زبانی جمله سازی فارسی ایرانی می کارد.

اما با همه این سعی ها نثر او نثری دو گانه است. یا شاید بتوان گفت معرف نثری تازه است که امروزه نویسندگان و شاعران افغانستان که در ایران زندگی می کنند، آنرا به کار می برند و بدون شک بر غنای زبان فارسی در دو جانب ایران و افغانستانش افزوده است.

اما کتاب دوم و تازه محمد حسین، داستان بلند «از یاد رفتن » است. اگر چه این کتاب به راستی به لحاظ شکلی رمان به حساب نمی آید اما جایزه بهترین رمان سال را از منتقدین ایرانی دریافت کرد. کتابی که بر عکس استقبال فراوان در ایران در افغانستان خیلی استقبال نشد.

داستان ،روایتی تازه از یازده سپتامبر است. روایتی از داخل افغانستان و از دید مردم عادی افغانستان، که در چنگ طالبان اسیرآمده اند و در امواج خبری که از رادیو ها، یا افواه پخش می شوند، رویا ها و آرزوهایشان راجستجو می کنند.

شخصیت اصلی داستان مردی به نام "سید میرک شاه آغا"است و داستان با این وصف از او شروع می شود:"سید میرک شاه آغا از خواب بیدار می شود"

این نام خاص،خود بیانگر خیلی چیز های دیگر هم هست. نامی که فصای داستان راشکل می دهد و متفاوت می کند. نام شخصیت اصلی داستان نشان می دهدکه شخصیت داستانی ما از نوع شخصیت های رایج نیست. اول این که چنین نامی تبعا از مردم افغانستان است، بعد اینکه این آدم از سادات است و البته فردی مذهبی است که این همه آداب و تشریفات در گفتن نامش الزامی است و بالاخره اینکه پیر مردی مزاری است.

این فضا سازی با نام، شروع کار بازی فوق العاده تکنیکی محمد حسین با زبان است. بعد داستان اینگونه ادامه پیدا می کند"برای رسیدن به کنار آب باید از تندور خانه بگذرد"ردیف واژگان نامانوس، نوعی حس تازه به متن می دهد. نوشته را برجسته می کند. برای خواننده افغان نوعی حس محرمیت و برای خواننده ایرانی و دیگر فارسی زبانان، نوعی حس کشف سرزمین تازه را دارد.

زبان، مهم ترین تکنیک محمدی است تکنیکی که از سوی نویسنده های ایرانی نیز فراوان به کار رفته است. بهترین آن را در نوشته های گلشیری و بعد ابوتراب خسروی در دو رمان آخرش می شود دید و مفرط ترین این تکنیک را در رمان«من ببر نیستم پیچیده بر بالای خودم تاکم»باید جستجو کرد. اما این تکنیک،اگر دست نویسنده خوانده شود، می تواند نوعی تاثیری معکوس داشته باشد.چنانکه در کتاب دوم ابوتراب خسروی«رود راوی» چنین شد.

رابطه شحصیت داستان با زمان مبتنی بر دو چیز است؛ وقت نماز و وقت اخبار. (اگر چه در آخر اخبار بر نماز می چربد وقتی زنش از او می پرسد نماز خوانده ای ؟ و او می گوید وقت اخبار است ) نویسنده نیز وجهی دیگر بر زمان های او می افزاید وقتی هر فصل داستانش را با اعلام دقیق وقت شروع می کند.اما محمد حسین، از ین شگرد به خوبی بهره برده است.او از واژگان ناآشنایش نه به عنوان یک نقطه ضغف، که به عنوان نوعی مزیت استفاده کرده است.

سید میرک شاه آغا، رادیویش باتری تمام کرده است و سید برای اینکه از اخبار دنیا مطلع شود ناچارست به دنبال باتری به شهر برود. باتری هم ابژه ای تعلیق است که بار روایی داستان را به پیش می برد. هم نوعی شحصیت دیگر در داستان است. سید میرک شاه آغا بدون رادیوی خود هیچ موجودیتی ندارد چون موجودیت او را اخباری تعیین می کنند که از رادیو می آیند.

اخبار رادیو است که اثبات می کند او هنوز زنده است. علی الرغم اینکه طالبان از او موجودی بی کاره ساخته اند از دخترش سیاه چال نشینی که حتی برای همسایه هایش وجود ندارد و در شهر نیز زبانی مسلط است که او نمی فهمد. تنها رادیو است که به زبان او، از حال او و برای او قصه می کنند. و دختر زندانی اش به نمادی از زن افغان تبدیل می شود زنی که به زندانی بودن مجبور است. زنی که وجودش در زمان طالبان و شاید در همه تاریخ، انکار شده است. تاریخی که با امواج رادیو، تنها همزمانی افغانستان را با جهان نشان می دهد و وقتی این امواج قطع می شوند. افغانستان دوباره به قرن ها قبل بر می گردد.

اضطرابی ناشناخته با افغان ها است که به امواج رادیو بسته است. نوعی حرص برای آگاهی، نوعی فرار از پرت شدن و پرت بودن، نوعی امید برای همزمانی با جهانی که صدای گوینده رادیو آن را با همه مرزهای رازهایش در اتاقی کوچک جمع می کند. و به این ترتیب دوباره همه چیز به رادیو بر می گردد.

محمد حسین، در توصیف جزییات فوق العاده عمل می کند. و در حقیقت شرح همین جزییات بی مقدار است که از یک روز زندگی پیر مردی، داستانی بلند می سازد و همین جزئیات است که خواننده را وارد فضای ذهنی نویسنده، وارد افغانستان قبل از طالبان، وارد خانه سید میرک شاه آغا و سوار گادی انور می کند.خوانننده را به نماز خواندنی بی وضو به مسجد می برد و به خوردن نان و چایی و کشمش در قهوه خانه ای در مزار شریف مهمان می کند و او را شریک دلهره ها، امید ها و سرنوشت و سرگذشت مردم مزار شریف می سازد.

موتیو بعدی داستان، زمان است. رابطه شحصیت داستان با زمان مبتنی بر دو چیز است؛ وقت نماز و وقت اخبار. (اگر چه در آخر اخبار بر نماز می چربد وقتی زنش از او می پرسد نماز خوانده ای ؟ و او می گوید وقت اخبار است ) نویسنده نیز وجهی دیگر بر زمان های او می افزاید وقتی هر فصل داستانش را با اعلام دقیق وقت شروع می کند.

"پانزده کم هفت صبح، پنج شنبه، 24 جمادی الثانی 1412 هجری قمری"

 راوی روایتش را با زمانی شروع می کند که در زمان طالبان رسمیت داشت و قصه نیز دقیقا در طی دو روز قبل از پایان عمر طالبان اتفاق می افتد. شاید نویسنده در آخر می توانست این زمان را به ناگاه به زمان خورشیدی یا میلادی تبدیل کند و بدین گونه پایانی دیگر و دایره ای دیگری را نیز به داستانش می افزود. اگر چه او به شکلی ظریفانه به این نکته نیز توجه داشته است، وقتی با روشن شدن رادیو،گوینده رادیو تاریخی میلادی را اعلام می کند.

 .اما به هر حال چنانکه از نام کتاب«ازیاد رفتن» بر می آید، نویسنده عمدی فلسفی در استفاده از کارکرد زمان داشته است. و البته که نثر بریده بریده وریتم کند وکشدار داستان، این خواسته را قوت می بخشد. تنها نویسنده و ویرایشگر نشر چشمه، هر دو در باب دستور زبان قدری سهل انگار بوده اند. سهل انگاریی که در هر دو کتاب دامن نویسنده را رها نکرده است. به جز این می توان گفت، این کتاب از بهترین کتاب هایی است که در این سال ها نوشته شده وفضا سازی دلپذیر آن، زمان شگفتی از سرگدشت شرق را در حافظه ای تاریخ ادبیات زنده نگه می دارد.

 

به نقل از سایت بی بی سی فارسی

 

+ نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم مرداد 1388ساعت 21:35 توسط |

نهمين دوره جايزه منتقدان و نويسندگان مطبوعات برگزار شد
«از ياد رفتن» تنها رمان برگزيده جوايز خصوصي در سال 87
 
 

 

گروه فرهنگي؛ مراسم اهداي جوايز نهمين دوره جايزه «نويسندگان و منتقدان مطبوعات» بعدازظهر ديروز در محل روزنامه اعتماد برگزار شد. در اين مراسم محمدحسين محمدي با کتاب «از ياد رفتن» به عنوان برنده اين دوره از جايزه در بخش رمان معرفي شد. با توجه به اينکه جايزه روزي روزگاري و جايزه نويسندگان و منتقدان مطبوعات تنها جوايز خصوصي برگزارشده امسال بودند و داوران جايزه روزي روزگاري هيچ رماني را شايسته دريافت جايزه ندانستند. «از ياد رفتن» تنها رماني بود که امسال در بخش جوايز خصوصي موفق به دريافت جايزه شد. در بخش مجموعه داستان، داوران سه مجموعه داستان «ها کردن» نوشته پيمان هوشمندزاده، «گوساله سرگردان» نوشته مجيد قيصري و «آن گوشه دنج سمت چپ» نوشته مهدي ربي راه يافته به مرحله نهايي را شايسته دريافت جايزه دانستند. يونس تراکمه، احمد غلامي، علي اصغر سيدآبادي، محمد حسيني، مهسا محب علي، مهدي يزداني خرم و حسن محمودي داوران نهمين دوره جايزه نويسندگان و منتقدان مطبوعات بودند. گلي ترقي چهره تجليل شده اين دوره از جايزه نويسندگان و منتقدان مطبوعات بود. مژده دقيقي در اين مراسم پيام گلي ترقي به اين دوره از جايزه را قرائت کرد. در اين پيام آمده بود؛ «خانم ها، آقايان، دوستان عزير کاش در تهران بودم و مي توانستم از شما و تمام کساني که من را شايسته اين بزرگداشت دانسته اند شخصاً تشکر کنم. اين مراسم در اصل بزرگداشت شماست چون شما به عنوان خواننده در تمام قصه هاي من حضور داريد و صورت واقعي آن قصه ها بدون مشارکت شما هرچند نامرئي امکان پذير نبود.

براي نويسندگاني که موفق به دريافت جايزه شده اند آرزوي موفقيت بيشتر دارم. با تشکر از منتقدان مطبوعات. به اميد آينده يي بهتر و مطبوعاتي آزادتر.» در مراسم اهداي اين دوره جايزه نويسندگان و منتقدان مطبوعات محمود دولت آبادي، محمد محمدعلي، فرخنده آقايي، مديا کاشيگر، اسدالله امرايي، فرهاد جعفري، محمود معتقدي، امير احمدي آريان، پيمان اسماعيلي، پدرام رضايي زاده و جمعي از خبرنگاران و منتقدان حضور داشتند. در انتهاي اين مراسم اعلام شد منتقدان و نويسندگان مطبوعات در دهمين دوره جايزه خود بهترين رمان و مجموعه داستان يک دهه را از ميان نامزدهاي بخش رمان و مجموعه داستان اين 10 سال توسط داوران تمام دوره ها معرفي مي کند. بنابر گفته مجري اين دوره از جايزه، محمدحسن شهسواري چهره يي که سال آينده در دهمين دوره جايزه نويسند گان و منتقدان مطبوعات تقدير مي شود ابراهيم گلستان خواهد بود.

به نقل از روزنامه اعتماد - ۲۶ /۱۲/۸۷

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1387ساعت 14:35 توسط |

بهترين هاي داستاني سال 86 در نظرسنجي «اعتماد»
34 نويسنده، منتقد و مترجم با شرکت در نظرسنجي روزنامه «اعتماد» بهترين مجموعه داستان ها و رمان هاي سال 87 را انتخاب کردند. «ها کردن»، «تقديم به چند داستان کوتاه»، «مردي که گورش گم شد»، «قلعه پرتغالي»، «گوساله سرگردان»، «بطالت»، «کافه پيانو»، «از ياد رفتن» و «پسين شوم» پنج مجموعه داستان و چهار رماني هستند که در ليست نهايي برگزيدگان حضور دارند.نتيجه نهايي اين نظرسنجي روز پنجشنبه (فردا) در صفحه ادبيات ضميمه روزانه «اعتماد» منتشر و به مجموعه داستان و رمان برگزيده يک سکه بهار آزادي اهدا مي شود.

به نقل از روزنامه اعتماد ـ چهارشنبه، 23 بهمن 1387 - شماره 1889

نتایج نظرسنجی را در ادامه ی مطلب بخوانید

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387ساعت 7:13 توسط |

 

درباره‌ی از یاد‌رفتن

 

يوسف انصاري

 داستان بلند "از ياد رفتن" دومين کتاب از محمدحسين محمدي است." سيدميرکشاه آغا" شخصيت اصلي داستان از ياد رفتن شخصيتي ماندگار است.........


ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه یازدهم آذر 1387ساعت 19:40 توسط |

 

جزء و جزئیات

 

یادداشتی بر از یاد رفتن

 

                         عنایت سمیعی

 

                       به نقل از دفتر سوم نگره (ویژه نقد ادبیات داستانی).


ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه ششم خرداد 1387ساعت 13:36 توسط |

 

 
 
نگاهي به "از یاد رفتن" نوشته "محمد حسین محمدی"
"از یاد رفتن" داستانی که از یاد می رود

حسن فرهنگي (ايران- تهران)

به نقل از سایت آتی بان


ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه ششم دی 1386ساعت 14:41 توسط

 

درباره كتاب «از ياد رفتن»

اين گاوصندوق، رمزگشايي نمي‌شود

الهام صالح

به نقل از روزنامه تهران امروز - سه شنبه ۲۴ مهر ۱۳۸۶


ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه پنجم آبان 1386ساعت 20:58 توسط

 

  

 خانه یعنی افغانستان کوچک من

 

                              سجاد صاحبان زند

 

             به نقل از هفته نامه۴۰چراغ ـ شنبه ۳۱ شهریورـ تهران


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه سوم مهر 1386ساعت 7:34 توسط

                            
                       خاطراتي که ديگر نيستند
                                  
                                   درباره محمدحسين محمدي و داستان هايش
                                                       یونس تراکمه
 
                          روزنامه اعتماد ـ چهارشنبه، 21 شهريور 1386 - شماره 1489

ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم شهریور 1386ساعت 1:11 توسط

 

          به خواننده ايراني فکر نمي کنم
 

                  گفت وگو با محمدحسين محمدي نويسنده افغان

                                                 احمد حسن زاده

                  روزنامه اعتماد ـ چهارشنبه، 21 شهريور 1386 - شماره 1489


ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه هفدهم شهریور 1386ساعت 13:2 توسط



از ياد رفتن

 آرش ا...وردي


به نقل از روزنامه اعتماد ملی ـ ۲۵ /۵ / ۸۶ ـ چاپ تهران


ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه پنجم شهریور 1386ساعت 10:34 توسط

 

شگفت زده شدن

نگاهي به «از ياد رفتن» اثر محمدحسين محمدي و نگاه منتقدان به اين کتاب

اميرحسين خورشيدفر
به نقل از روزنامه اعتماد ـ شنبه  ۳ / ۶ / ۱۳۸۶ ـ تهران

 

 

ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه سوم شهریور 1386ساعت 16:53 توسط

 

                ازیاد رفتن ماندگار خواهد بود.

 

                         نامه‌ی عزیزالله نهفته شاعر و نویسنده‌ی افغانستانی

                                                               از کابل


ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه بیست و ششم مرداد 1386ساعت 10:34 توسط

 

روايت كتاب‌هايي كه به گور رفت 

سما بابايي

به نقل از روزنامه سرمایه ـ ۲۲/۵/۸۶ چاپ تهران


ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386ساعت 10:53 توسط

 
 
فرهنگ داستان نویسی افغانستان
 
جواد خاوری
به نقل از سایت بی بی سی 7 سرطان 1386

ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه پانزدهم مرداد 1386ساعت 9:30 توسط

 

کتاب هایت را گور کردیم

یادداشتی بر «فرهنگ داستان نویسی افغانستان».

احمد حسن زاده

به نقل از روزنامه شرق


ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه چهاردهم مرداد 1386ساعت 10:44 توسط

 

 

 

هر چه از جنگ بنويسيم، كم نوشته‌ايم

 

گفت و گوی حسین جاوید با محمدحسین محمدی

 

روزنامه تهران امروز

۱۰/۵ /۸۶


ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه دهم مرداد 1386ساعت 12:16 توسط

 

 

گزارش تصویری 

 نشست "فرهنگ داستان نویسی افغانستان" در خبرگزاری مهر


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه نهم مرداد 1386ساعت 23:13 توسط

                                   

                                     از ياد رفتن

              درباره داستانً بلند «از ياد رفتن» نوشته محمدحسين محمدي

                                   به نقل از روزنامه شرق، سه‌شنبه 2 مرداد 1386، تهران


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه دوم مرداد 1386ساعت 10:48 توسط

ادبیات افغانستان 

مجله‌ی هفته‌گی شهروند امروز در آخرین شماره‌ی خود پرونده‌یی کوچک برای ادبیات افغانستان دارد و به ترتیب مقالاتی درباره‌ی ادبیات داستانی افغانستان، کاغذپران‌باز خالد حسنی، از یاد رفتن، عسکرگریز آصف سلطان‌زاده، مقاله‌یی درباره‌ی شعر معاصر افغانستان و چند نمونه شعر در آن گنجانده‌اند. یادداشت «یک روز از زنده‌گی سید‌میرک‌شاه آغا» را از این مجله نقل می‌کنم.

 

یک روز از زندگی سیدمیرک‌شاه آغا

 

یادداشتی بر از یاد رفتن

 

حسن محمودی

 

به نقل از مجله‌ هفته‌گی شهروند امروز، سال دوم، شماره 6، شماره پیاپی 36، شنبه 16 تیر 1386، تهران.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم تیر 1386ساعت 7:12 توسط

 
        تا از اين بي خبري برآيد
 
                 

             يادداشتي بر کتاب از ياد رفتن نوشته محمدحسین محمدي

                                       مریم منصوری

                                              روزنامه اعتماد ۶ تیر ۱۳۸۶


ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه یازدهم تیر 1386ساعت 7:51 توسط

 

 

       دهکده جهاني به روش ميني ماليسم

 

نقد/ گفت وگو در مورد «از ياد رفتن» نوشته محمدحسين محمدي

 

                                              لادن نيکنام

           

                   روزنامه اعتماد ۷/۴/۱۳۸۶ ـ چاپ تهران


ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه هفتم تیر 1386ساعت 12:39 توسط

 

آن ها را نباید دست کم گرفت

حسن محمودي

رمان «از یاد رفتن» هم‌زمان با بیستمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران منتشر شده است. کتاب توسط نشر چشمه و  در 90 صفحه منتشر شده است. یادداشت درباره‌ی این کتاب را  از روزنامه‌ی اعتماد (دوشنبه، 17 ارديبهشت 1386 - شماره 1386) تهران نقل می‌کنم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه بیست و یکم اردیبهشت 1386ساعت 8:52 توسط

 
 
 
  .... يك افغانستان داستان‌

نگاهي به مجموعه داستان «انجيرهاي سرخ مزار»

 
 فرهاد فتوحي‌
 
 
 
 

ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم شهریور 1385ساعت 8:55 توسط

 

گرداب روايت درانجيرهاي سرخ مزار

برسي تكينك‌ روايت در مجموعه داستان انجيرهاي سرخ مزار

سيد ابوطالب مظفري


ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم شهریور 1385ساعت 8:51 توسط

 

به زبان خودم مي نويسم

گفتگو با «محمدحسين محمدي» نويسنده كتاب «انجيرهاي سرخ مزار»

روزنامه قدس یک شنبه 22مرداد ماه 1385


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم شهریور 1385ساعت 2:13 توسط

 

 

 

               مرگ كسب و كار من است!

 

نگاهي به مجموعه داستان انجيرهاي سرخ مزار

 

 

فرشته حبيبي


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم شهریور 1385ساعت 2:5 توسط

 

ديالكتيك تاريخ و داستان

 

بررسي مجموعه‌داستان انجيرهاي سرخ مزار

 

محمد‌رضا گودرزي


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم شهریور 1385ساعت 2:0 توسط

 

 
كالبد‌شكافي جنگ
 

 نگاهي به مجموعهء داستاني انجيرهاي سرخ مزار

نبی عظیمی


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم شهریور 1385ساعت 1:57 توسط